تبليغاتX
تنهای عاشق - 000پنجره

تنهای عاشق

تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده من**چرا من نگذرم از یه پوست خون به اسم تن

000پنجره

پنجره چشماي تو وقتي به چشمام وا ميشه

نمي دوني تو وجودم كه چه غوغايي ميشه

لحظه ايي كه تو با مني اتيش به جونم ميزني

گر مي گيره جونو تنم وقتي كه مي گي با مني

نه ميتونم بگم برونه نه ميتونم بگم بمون

آخه من اينجام رو زمين تو اوج اوج آسمون

بيشتري از يه آرزو فراتر از يه خواستني

عشقتو توخونه منه يه عشق نا گسستني

وقتي كه چشمات خيس شدن طهارت عشق و ديدم

زمزمه هاي قلبتو با گوشاي دل شنيدم

 

رضا صادقی

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 7:19 PM  توسط محمد  |