
زوركي نخند عزيزم ميدونم اومدي بازي
نميخوام اين آخرين بازي زندگيم ببازي
خودتو راحت كن و فكر كن كه جبران گذشته ست
از منم ميگذره اما به دلت چاله نسازي
اومدي بشكني بشكن از من ساده چي موند
قبل تو هر كي بوده تموم تار و پود سوزونده
تو هم از يكي ديگه سوختي ميخواي تلافي باشه
بيا اين تو و دل و باقي احساسي كه مونده

دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوباره ست
آسمون سينه ما خيلي وقته بي ستاره ست
هميني كه باقي مونده واسه دلخوشي تو بشكن
تيكه تيكه هامو بردن آخرينش هم تو بكن
نميخوام بگذره عمري خسته شي واسه فريبم
جلوتو نميگيره هيچ كس آخه من اينجا غريبم
بزن و برو عزيزم مثل هر كس كه زد و برد
طفلي اين دل كه هميشه تو گناه ديگرون مرد
